خرید بک لینک
حالم, اصلا, خوب نیست, ساعت دیوار،بد نگاهم می کند. نیشخندِ عابری تنها سخت می کوبید مرا. حرف ها بسیار و حرفی از تو اما نیست,. گم شده ای لای آن چنار خیابان های پهن بی بهانه قدم ها تند و کند می شوند گاهی ترا

برچسب: نویسنده: آناهیتا رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 15:35

و گم شدند آن کوچه های گیج ازعطراقاقی ها.
درازدحام پرهیاهوی خیابان های بی برگشت.
و دختری که گونه هایش را با برگ های شمعدانی رنگ میزد،آه
اکنون, زنی تنهاست,...
اکنون, زنی تنهاست,.

" فروغ فرخزاد "

برچسب: نویسنده: آناهیتا رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 15:35

برای برای برای نمیدانم برای چند هزارمین بار حافظ را در دستانم میفشارم... درحالی که نسیم سرد شب گونه های نم دیده ام را خنک میکند، غریبانه نجوا میکنم ... " دیدی حافظ..؟ تمام فال هایت بر باد رفت، او

برچسب: نویسنده: آناهیتا رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 15:35

نقش مرغی در قفس افتاده،روی کاشی اماشتباهی اتفاق افتاده در نقاشی ام بطری خالی به ساحل می رسد, بازش کنیدمن وصیتنامه ی یک ناخدای ناشی ام! *** تن یخ کرده، آتش را که می بیند چه می خواهد؟همانی را که می خواه

برچسب: نویسنده: آناهیتا رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 15:35

مثل نازکردن پرده های نیمه باز ،روی دستان بهار

مثل رقص لباسهای نیمه خیس، روی بند ظهر تابستان

مثل لرزش نرم برگ های حسن یوسف ،در بالکن پاییز

مثل پیچش گرم پتوی دونفره بر کالبد سرمازده زمستان...

تو هستی...در گوشه گوشه هر جایی که نیستی!!!

برچسب: نویسنده: آناهیتا رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 15:35

دیگه برف چی بود این وسط؟... اینم شد قالب,؟ قحط بود؟ چرا هیچی رو نمی شه خوند؟نوشته ها دارن می دوند اینور و اونور... ... این روزها افتادم به مرض چشم آزاری!!! شاید خودم هم دوست ندارم بفهمم چی نوشتم ! شاید

برچسب: نویسنده: آناهیتا رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 15:35

یه دفعه به دلم افتاد باهات تماس بگیرم.گفتی بیمارستانم.نمی دونستم الان تو سالن پر از هیاهوی بیمارستان چه احساسی می توانی داشته باشی... پیامت رسید به دستم: خدا را شکر بالاخره به دنیا آمد... و من می دون

برچسب: نویسنده: آناهیتا رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 15:35

وقتی متولد می شویم؛قراردادی را برای زندگی امضا می کنیم... اما سال ها بعد زمانی می رسد که از خود سوال می کنیم« چه کسی این قرارداد را به جای من امضا کرده است؟» این جمله آشناست؟ برشی از کتاب بینایی, اثر ژ

برچسب: نویسنده: آناهیتا رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 15:35

من راه حل های زیادی دارم

تا در لحظه های

مختلف چطور رفتار کنم

اما اینها...

هیچکدام

به دردم نمی خورد

وقتی

دلم برایت تنگ می شود...!!!

برچسب: نویسنده: آناهیتا رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 15:35

زندگیه, دیگه,؛گاهی خسته ت میکنه، خیلی خسته ت میکنه؛اونقد که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش.یه مدت بری سراغ خودت. هیچی نکنی، با هیچکی حرف نزنی، حتی نفسم نکشی.اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردیمیبینی یه

برچسب: نویسنده: آناهیتا رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 15:35

صفحه بندی